قابل توجه دانشجويان درس وصايا
جزوه اي كه حاوي پاسخ هاي فشرده و خلاصه پرسش هاي مطرح شده در کلاس ها مي باشد، تقديم دانشجويان محترم مي گردد.
خاطرنشان مي گردد براي فهم صحيح و عميق مطالب و نيز براي پاسخ به پرسش هاي تستي مراجعه به متن وصيت نامه براي دانشجويان ضروري است.
1- محورهاي مهم «مقدمه» وصيت نامه سياسي – الهي امام خميني(ره) كدامند؟ چرا «معظم له» مقدمه وصيت نامه خود را با حديث ثقلين آغاز كرده اند؟
مقدمه وصيت نامه امام خميني به چندين محور اختصاص يافته كه اهم آنها به شرح ذيل مي باشد:
1- طرح اصول و اركان مهم اسلام ناب (ثقلين)
2- شكوه از تقدير تاريخ (سرنوشت ثقلين بويژه پس از شهادت علي بن ابي طالب(ع) )
3- اشاره به آثار مهجوريت ثقلين ( كه ظلمي تاريخي در حق تمام مسلمانان وبلكه تمام بشر بوده و مي باشد)
4- داستان مظلوميت و مهجوريت ثقلين ادامه دارد
5- تاكيد بر درستي و حقانيت راه ملت ايران ( پيروي از قرآن و اهل بيت در تمام زمينه ها براي تحقق اسلام ناب و سياسي و تشكيل حكومت عدل الهي) و بيان مظلوميت اين ملت در دنياي كنوني.
6- دعوت ديگر ملت ها به اتحاد، برادري اسلامي و الگوگيري از انقلاب اسلامي ايران براي رويارويي با ابرقدرت ها و عمال آنها و تشكيل قدرت بزرگ اسلامي در جهان
(با تاكيد بر پاسداشت قيام امام حسين (ع) در هر عصر و برائت از يزيديان زمان يعني آمريكا ، شوروي و وابستگان آنها در جهان )
7- افشاي مدعيان دروغين اسلام در عصر حاضر
امام راحل در مقدمه وصيت نامه خود ضمن بيان اصول و اركان مهم اسلام ناب يعني «قرآن» و «عترت» تلاش مي كنند تا مدعيان دروغين اسلام در طول تاريخ و مناديان اسلام آمريكايي را در عصر حاضر معرفي كرده و با اشاره به انحرافات ايجاد شده در طول تاريخ، چهره واقعي اسلام را ترسيم نمايند.
ايشان از انچه پس از رسول خاتم(ص) تا به امروز بر سر قران و اهل بيت آمده است، شكوه مي كنند و در عين حال تاكيد مي ورزند كه راه درست، تمسك همزمان به قران و اهل بيت مي باشد و از ملت ها بويژه ملت ايران مي خواهند كه به اين راه پاي بند باشند و آن را ادامه دهند.
معظمله مقدمه وصيت نامه خود را با حديث ثقلين آغازيدهاند كه حديثي است متواتر در ميان مذاهب اسلامي و در كتب حديثي اهل تسنن و تشيع بطور مكرر از پيامبر خاتم نقل شده است. لذا هنگامي كه براي پيام خود به اين حديث استناد مي ورزند، ملت هاي مسلمان اعم از سني و شيعه و بلكه تمام ملت ها ناگزير مي بايد اين پيام را بجان بخرند و دريابند.
پيام امام راحل در استناد به اين حديث شريف آن است كه «اسلام ناب و حقيقي، اسلامي است كه قرآن و اهل بيت آن را معرفي مي كنند و مفسران واقعي و خطا ناپذير قرآن، اهل بيت پيامبر (ع) سهستند و كساني كه قرآن را از صحنه خارج كرده اند يا اهل بيت را كنار گذاشته و قبول ندارند و در عين حال مدعي اسلام ناب مي باشند، دروغگو و از شمار طاغوتيان و يزيديان مي باشند.
2- گروهي چنين القا مي كنند كه « اسلام متعلق به 1400 سال پيش است و لذا قادر به اداره جوامع امروزين نيست. پاسخ امام خميني را به اين شبهه توضيح دهيد.
اولا اسلام در اداره جامعه از ما يك سري اصول و امور كلي را خواسته است؛ مانند «حفظ استقلال»، «برقراري عدالت اجتماعي»،«ظلم ناپذيري»، «ستمگر نبودن» ، «جلوگيري از فساد، فحشا و كجروي ها»، «جلوگيري از استعباد،استعمار و استثمار بندگان و ملت ها»،«تامين آزادي هاي مشروع و عقلايي»، «فراهم ساختن زمينه هاي لازم براي رشد فضائل در افراد جامعه»، «اجراي حدود» و «هدايت و پيشبردن جامعه به سوي صلاح مادي و معنوي آن» و از اين قبيل موارد.
وقتي به اين اصول نگاه مي اندازيم ،مي بينيم كه اينها در عصر پيامبر خاتم(ص) اموري مطلوب بوده و امروزه هم امور مطلوبي بشمار مي روند كه همه طالب تحقق آن بوده يا حداقل شعار آن را مي دهند.به بيان ديگر اين گونه امور، كهنه پذير نيستند. پس چگونه مي توان اسلام عزيز را كه اينها را از بشر و حكومت هاي هر عصري خواسته متهم كرد كه كهنه شده و بدرد امروز نمي خورد؟!
ثانيا اسلام علاوه بر احكام اوليه (كه مبتني بر مصالح و مفاسد واقعي موجود در ذات اشياء است) داراي احكام ثانويه (كه مبتني بر حالات خاص هستند) و بعلاوه احكام حكومتي است (كه مبتني بر مصالح و ضرورات فعلي كشور مي باشد). لذا حاكم جامعه مي تواند قوانين مورد نياز جامعه را در هر عصر مطابق مصالح،مفاسد و حالات خاص و ضرورت ها و مصالح عمومي كشور استنباط كرده و به مرحله اجرا گذارد.
3- از تبليغات دامنه دار عليه اسلام آن است كه:« اسلام دين معنويت است و در مورد سياست و حكومت، حرفي ندارد و لذا حكومت ديني، پديده اي بي محتوا و بي معناست. پاسخ امام خميني را به اين شبهه توضيح دهيد.
در پاسخ به اين شبهه دلايل بسياري مي توان ارائه داد كه امام راحل در اين مورد در وصيت نامه خود به دو دليل اشاره مي ورزند:
1- وقتي به سيره پيامبر خاتم(ص) و امام علي (ع) مراجعه مي كنيم، مي بينيم كه آنها خود تشكيل حكومت دادند و با اهتمام كامل به اداره امور سياسي،اجتماعي و اقتصادي جامعه مي پرداختند.
اگر اسلام صرفا دين معنويت است و فقط براي تنظيم آخرت انسان ها آمده است، پس چرا اينان كه حاملان اصلي دين اسلام بوده اند به سياست و امور دنياوي پرداختند؟!
لذا بايد گفت كه اسلام ديني جامع است كه هم براي ابعاد مادي زندگي قانون و هدف دارد و هم بري ابعاد معنوي آن و اساسا «معنويت از ماديت» و «دين از سياست» تفكيك شدني نيست. و هدف حكومت اسلامي،پيشبرد جامعه هم به سوي صلاح مادي و هم صلاح معنوي است.
2- وقتي به احكام و قوانين اسلام نظر مي كنيم متوجه اين واقعيت مي شويم كه حجم قوانين سياسي،اجتماعي و اقتصادي آن بسيار بيشتر از قوانين و احكام و مسائل اخلاقي و عبادي آن است؛حتي بسياري از احكام عبادي آن هم در واقع عبادي- سياسي است و رنگ و بوي سياست دارد.
اين واقعيت نشان مي دهد كه اسلام جامع همه ابعاد زندگي و تواما(همزمان) كافل وجوه مادي و هم معنوي حيات است و صرفا دين عبادت و معنويت صرف نيست.و هدف حكومت اسلامي تحقق همه اين قوانين و رسيدگي به تمام اين وجوه است.زيرا قوانين به تنهايي كافي نيستند و بايد از سوي يك نهاد به اجرا گذاشته شوند.
4- عوامل پيروزي انقلاب اسلامي از ديدگاه امام خميني(ره) كدامند؟ چرا از ديدگاه ايشان، انقلاب اسلامي هديه اي الهي قلمداد مي گردد؟
عوامل پيروزي انقلاب اسلامي از ديدگاه امام خميني(ره) عبارتند از:
1- شكل گيري انگيزه و هدف الهي در انقلابيون (اكثريت ملت ايران )
2- اتحاد عمومي در راستاي تحقق آن انگيزه و هدف كه تشكيل حكومت عدل الهي و غير طاغوتي بود.
3- تحول روحي ايجاد شده در انقلابيون(مردم)
4- شمول نصرت و ياري الهي
در مورد مباني اين ديدگاه مي توان به سنت هاي ذيل اشاره داشت كه در سخنراني ها و نوشته هاي امام مورد اشاره معظمله قرار گرفته است:
الف: « ان الله لا يغير ما بقوم حتی يغيروا ما بانفسهم» يعني خداوند وضعيت هيچ ملتي را تغيير نمي دهد مگر اين كه خودشان متحول شوند و اراده براي تغيير در درون آنها شكل بگيرد و حركت كنند.
ب:« يد الله مع الجماعه» (دست خدا با جماعت است)
ج:« ان تنصروا الله ينصرکم و يثبت اقدامکم» (اگر خداوند را ياري دهيد، او شما را ياري مي دهد و گام هايتان را استوار مي گرداند)
مورد دوم و سوم بيانگر اين حقيقت است كه اگر جمعيتي يا ملتي هدف و انگيزه الهي و خير داشته باشند و متحدا براي ياري ارزش ها يا دين خدا و حفظ جامعه حركتي و اقدامي انجام دهند، بطور قطع مستظهر به پشتيباني و امدادهاي غيبي الهي خواهند بود و از خطرات محفوظ خواهند ماند.
د: «يد الله فوق ايديهم» (دست خدا بالاي دست قدرتمندان است)
مفهوم اين آيه شريفه اين است كه اگر چه برخي انسان ها يا حكومت ها با استفاده از نظام «اسباب و علل طبيعي»، زر و زوري بهم رسانده و شوكت و قدرتي يافته اند، اما بايد دانست كه «مسبب الاسباب» خود خداوند است و تمام نيروها و قدرتها از آن اوست و ديگران هر چه دارند در اصل مال خداست و بعلاوه قدرت خداوند، مطلق و نامحدود و شكست ناپذير است. پس شكوه و شوكت ظاهري قدرت ها و ستمگران نبايد مظلومان را مرعوب سازد كه قدرت خدا از آنها هم بالاتر است.
با توجه به اين مباني و سنت هاست كه امام خميني معتقدند چون بخش قابل توجهي از ملت ايران انگيزه الهي داشتند(يعني آرمان تشكيل حكومت عدل الهي را كه معصومان(ع) ترسيم داشته اند مد نظر داشتند) و براي رسيدن به اين هدف متحد شده و بر اساس ايدئولوژي آسماني خود حركت كردند، در برابر همه مشكلات و موانع، ياري خداوند كارساز شد و تلاش آنها درميان ناباوري و تعجب همگان به ثمر نشست و آنچه ناشدني مي نمود، اينبار شدني شد و حكومت طاغوتي واژگون گرديد.
توضيح اين كه بر خلاف ديگر انقلاب هاي دنيا كه در هنگام وقوع انقلاب، وضعيت حكومت آنها از لحاظ اقتصادي، نظامي و امنيتي بسيار نامطلوب بود، در شرايط وقوع انقلاب اسلامي يعني سال 56 و 57 ، حكومت پهلوي دوم از لحاظ عوامل مذكور در وضعيت بسيار مطلوبي بسر مي برد.قدرت هايي مانند امريكا و سرويس هاي جاسوسي بزرگ دنيا، دست حمايت بر سر شاه داشتند . امام خميني كه رهبري نهضت را بر عهده داشتند فرسنگ ها دور از وطن در تبعيد بسر مي بردند و سران گروه هاي مبارز نيز اعدام يا تبعيد شده و يا در زندان بسر مي بردند.بعلاوه خفقان و جو ترس و ارعاب بر تمام كشور حاكم بود و بطور خلاصه كشور در شرايط معمولي بروز انقلاب نبود و پيروزي انقلاب را هيچ كس از ميان سياستمداران و متفكران پيش بيني نمي كرد و حتي شخص امام نيز انتظار اين پيروزي شتاب آميز را نداشتند.
با اين حال و در ميان حيرت جهانيان، آتشي كه از 15 خرداد سال 42 زير خاكستر رفته بود،در دي ماه 56 شعله كشيد و در عرض 13 ماه بساط حكومت شاه را طي سلسله اي از حوادث پي در پي كه رژيم از كنترل آنها عاجز بود درهم پيچيد.
امام خميني معتقدند نصرت الهي باعث شد كه شجاعت، شهامت و روحيه شهادت طلبي در سطح بالايي در انقلابيون ظهور پيدا كند و بعلاوه در اثر ياري و امدادهاي الهي دشمنان آنچنان غافلگير و مبهوت و سرگردان شدند كه سلسله اقدامات آنها براي فرونشاندن اين آتش افاده چنداني نداشت و به رغم همه اقدامات خشونت آميز يا تصميمات گول زننده وقتي كه طليعه پيروزي انقلاب آشكار شد هم، جرات و فرصت اين كه خرابكاري بزرگي براه بيندازند پيدا نكردند.و اقدامات آنها هم پس از انقلاب از جمله كودتاي نوژه و حمله نظامي از طريق صحراي طبس نقش بر آب شد.
با اين اوصاف، اگر دست خدا نبود، پيروزي ملت ايران امكانپذير نبود. از همينرو امام خميني، دست غيب و جنود خدا را ،علت العلل همه عوامل پيروزي انقلاب ايران و انقلاب سلامي ايران را هديه اي الهي مي دانند كه به مردم اين سرزمين موهبت گرديده است.
5- ديدگاه امام خميني را در مورد وقوع «ترميدور» در انقلاب اسلامي ايران بيان كنيد.
امام خميني ضمن توجه دادن مسؤولان و مردم به آسيب ها و خطرات پيش رو و سفارش به حفظ دستاوردهاي انقلاب و كوشش براي تحقق اهداف آن، در يك كلام ،عدم وقوع ترميدور در انقلاب اسلامي ايران را ،منوط به بقاي «عوامل پيروزي» آن مي دانند.
به عبارت ديگر تا هنگامي كه انگيزه و نيت ملت الهي بوده و ملت بخواهند با تكيه بر ايدئولوژي آسماني خود، صلاح مادي و معنوي خود را تامين نمايند و در اين راستا با هم متحد و يكدل بوده و در اين مسير استقامت داشته باشند، (همانگونه كه اين عوامل مايه پيروزي آنها در انقلابشان عليه طاغوت گرديد،) در توسعه مادي و تعالي معنوي جامعه و در برابر توطئه ها و خطرات و آفت ها و آسيب هاي موجود چه در عرصه داخلي و چه عرصه خارجي، نصرت و الطاف الهي ياريگر آنها خواهد بود و آنها را از پاي نخواهد انداخت، بلكه روبروز وزين تر گشته و راه خود را بهتر پيدا كرده و هموارتر از گذشته خواهند يافت.
6- تبليغ مي شود كه « جمهوري اسلامي ايران بعنوان جايگزين نظام طاغوت براي مردم كاري انجام نداده است». محورهاي مهم بحث امام خميني را در مورد اين توطئه تبليغاتي، بيان كنيد.
براي پاسخ به بند «ج» وصيت نامه امام مراجعه شده ، مهمترين محورها و توصه هاي ايشان را در حداكثر 10 سطر بيان فرماييد.
7- امام خمینی معتقدند که:«آنچه در نیم قرن اخیر به ایران و اسلام ضربه زده است قسمت عمده اش از دانشگاه ها بوده است». این مطلب را با توجه به بند «ک »وصیت نامه توضیح دهید.
امام راحل در اين مورد مي نويسند كه:
اگر دانشگاه ها و مراكز تعليم وتربيت كشورمان در جهت منافع اسلام و كشور و با برنامه هاي صحيح به تعليم و تربيت جوانان مي پرداختند، كساني كه به قواي سه گانه كشور راه پيدا مي كردند، نمي گذاشتند كه كشور به اين وضعيت دچار شود: به حلقوم انگليس و سپيس آمريكا و شوروي فرو رود، قراردادهاي ننگين و خانه خراب كن بر اين كشور تحميل شود، پاي مستشاران خارجي به ايران باز شود، ذخاير ايران و از جمله نفت ملت به جيب خارجي ها برود ، دودمان پهلوي و وابستگان آنها، اموال مردم را غارت و بانك هاي خارجي را از دسترنج ملت پر و صرف عياشي و هرزهگري كنند و مشكلات و گرفتاري هاي فعلي كه كشور دچار آنهاست، وجود نداشت.
معظم له در تحليل اين ديدگاه خود، مي افزايند: جوانان ما به دست اساتيدي تربيت مي شدند كه جز معدودي، سايرين غربزده يا شرق زده و وابسته به مكاتب انحرافي بودند و اين جوانان وقتي به مناصب قانونگذاري، قضاوت و حكومت مي رسيدند بر وفق منويات و خواست رژيم فاسد پهلوي عمل مي كردند و كشور از وجود شخصيت هاي پاكدامن با گرايش ملي و اسلامي در سطوح مديريتي محروم بود. لذا رفته رفته به اين وضعيت دچار گرديد.

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۶/۰۳/۲۱ساعت   توسط مدیران وبلاگ
|