وبلاگ دروس آقای برهانی مدرس دانشگاه |
آیا آیتالله خمینی، در زمان فوت آیتالله بروجردی (۱۰ فروردین ۱۳۴۰)، در جایگاه مرجعیت نبود و اقبال پسین مردم و مرجعیت ایشان رویکردی «سیاسی» بود نه «فقهی»؟
این شبهه را پیش از انقلاب هیچگاه نشنیدم. در فضای استان فارس و شهر شیراز اواخر سالهای چهل شمسی، که فعال سیاسی- مذهبی بودم، افراد متدینی که میشناختم عموماً یا مقلد آیتالله خمینی بودند یا آیتالله حکیم. مقلدین آیتالله خویی و سایر مراجع را بسیار اندک دیدم. بخشی از بازاریان ثروتمند شیراز از آیتالله شیخ بهاءالدین محلاتی تقلید میکردند که در مسجد مولیٰ، چسبیده به بازار وکیل، نماز میخواند. ولی در بازار شیراز نیز، در میان کسبه و بازاریان متوسط، مقلدین آیتالله خمینی کم نبودند. بسیاری از این مقلدین مردم غیرسیاسی بودند ولی خطر تهیه رساله آیتالله خمینی را، بیشتر بدون درج نام صاحب رساله بر روی کتاب، میپذیرفتند. آن زمان رساله آیتالله خمینی در فهرست ساواک جزو «کتب ضاله» تلقی میشد و داشتن این کتاب میتوانست به آزار سیاسی، و حتی زندان و شکنجه برای کشف منشاء تکثیر آن، منتهی شود ولی این امر کاهش مقلدین ایشان را در میان مردم عادی سبب نشد.
آیتالله سید محسن حکیم، که به سان آیتالله خمینی بیشترین مقلدین را در شیراز داشت، در ۲۷ ربیعالاول ۱۳۹۰/ ۱۲ خرداد ۱۳۴۹ فوت کرد. روحانیون برجسته شیراز، و در رأس آنان آیتالله سید عبدالحسین دستغیب، در حیاط مسجد نو شیراز مجلس ختمی برای ایشان برگزار کردند. مسجد نو (مسجد جامع نو یا مسجد اتابک) با ۲۰ هزار مترمربع (دو هکتار) مساحت بزرگترین مسجد ایران است و بنایی است تاریخی که در سال ۵۹۰ ق. به فرمان اتابک سعد بن زنگی احداث شد. در خرداد ۱۳۴۹ این مسجد هنوز حال و هوای قدیمی داشت و در محوطه و بنای اطراف آن دستکاریهای زشت کنونی انجام نگرفته بود.
حیاط عظیم مسجد نو انباشته از جمعیت بود. سخنران مراسم سید احمد پیشوا بود و در کنار منبر علمای سرشناس شیراز، و در رأس آنان آقایان طاهری و دستغیب، نشسته بودند. گروهی متشکل از چند جوان و نوجوان متنی کوتاه نوشته و با ماشین تایپ تکثیر کرده بودیم دال بر رجوع مقلدین آقای حکیم به آقای خمینی، و با امضای «جامعه روحانیت شیراز». وظیفه من رسانیدن این متن به آقای پیشوا بود که بر سر منبر بخواند. از منبر بالا رفتم و متن را به دست ایشان دادم ولی منوط کرد به تأیید علمای حاضر در مجلس. سرانجام، در دقایق پایانی مجلس، آیتالله سید عبدالحسین دستغیب متن را از دستم گرفت و تأیید کرد و آقای سید علیمحمد دستغیب، که آن زمان معممی جوان بود، در پله اول منبر ایستاد و خواند. جمعیت عظیم حاضر در حیاط مسجد نو با شنیدن نام آیتالله خمینی با صدای بلند سه بار صلوات فرستاد و با هجوم نیروهای ساواک و شهربانی مجلس بهم ریخت. این ماجرا به بازداشت و زندانی شدن من و بازداشت و تبعید آقای سید علیمحمد دستغیب انجامید. خاطره فوق را نوشتم تا میزان محبوبیت مردمی آیتالله خمینی را در زمان فوت آیتالله حکیم نشان دهم.
سالها بعد به سندی دست یافتم با امضای سرهنگ قُلقُسِه، رئیس دایره ایلات و مذاهب سازمان تازه تأسیسشده ساواک، به تاریخ ۲۲ اسفند ۱۳۳۵. این سند جایگاه رفیع آیتالله خمینی را در میان اساتید و مدرسین و فضلای حوزه علمیه قم نشان میدهد در اوج مرجعیت آیتالله بروجردی. طبق گزارش فوق، حوزه درس خارج آیتالله خمینی با ۵۰۰ طلبه «حائز اهمیت است» و از نظر تعداد طلاب درس خارج دومین حوزه بزرگ پس از آیتالله بروجردی (با حدود ١٠٠٠ طلبه) بشمار میرفت. در آن زمان، در درس خارج آقایان گلپایگانی و شریعتمداری حدود ۳۰۰ نفر و در حوزه درس خارج آقای مرعشی نجفی حدود ۱۰۰ نفر حضور مییافتند. این سند را با عنوان «حوزه علمیه قم در سال ۱۳۳۵: نخستین سند تحلیلی ساواک» در جلد دوم مجموعه مقالاتم با عنوان «مطالعات سیاسی» (پائیز ۱۳۷۲، صص ۳۹۳- ۴۰۰) منتشر کردم.
نخستین بار شبهه «سیاسی بودن مرجعیت آیتالله خمینی» را در سال ۱۳۷۵ از فرزند یکی از روحانیون دارای مقام و منزلت در جمهوری اسلامی ایران شنیدم. با تأسف و ناراحتی فراوان به ایشان پاسخ دادم. برایم روشن بود که این سخنان از او نیست بلکه شنیدههایش از پدر است.
سالها بعد در هفتهنامه «پنجره» (شماره ۶۳، ۱۷ مهر ۱۳۸۹) مصاحبهای خواندم از آیتالله شیخ محمد یزدی که از دوستان پدر آن فرد است. برایم محرز شد که کسانی در حوزه علمیه قم این شبهه را مطرح میکنند و آن را گسترش میدهند. آقای یزدی گفته بود:
«یکی دیگر از کارهای بسیار مهم جامعه مدرسین در قبل از پیروزی انقلاب اعلام مرجعیت حضرت امام بود. وقتی عوامل رژیم امام (رحمتالله علیه) را دستگیر کردند ایشان عنوان مرجعیت نداشتند و بر اساس قانون اساسی مشروطه مراجع دارای مصونیت بودند. برای همین، جامعه مدرسین بلافاصله با توجه به صلاحیت حضرت امام در اطلاعیهای اعلام کردند که امام خمینی (رحمتالله علیه) جزو مراجع تقلید هستند و با این کار دست ساواک را برای هر گونه تعرض به جان امام بستند.»
همان زمان پاسخی مشروح و مستدل به سخنان آقای یزدی تهیه کرده و در ۲۹ مهر ۱۳۸۹ در وبسایتم منتشر کردم با عنوان «جامعه مدرسین و مرجعیت امام خمینی». [۱]
در آنجا نوشتم که ادعای آقای یزدی نمیتواند صحت داشته باشد زیرا آغاز تشکلی بنام «جامعه مدرسین حوزه علمیه قم» از زمستان ۱۳۴۴ است یعنی پس از شروع نهضت آیتالله خمینی.
در سالهای پس از گزارش سرهنگ قلقسه (اسفند ۱۳۳۵) شمار شاگردان آیتالله خمینی رو به افزایش بود و دو سال پس از فوت آیتالله بروجردی، در ۲۵ اردیبهشت ۱۳۴۲، اداره اطلاعات شهربانی تعداد کسانی را که در درس ایشان حضور مییافتند پنج هزار نفر ذکر کرد. در گزارش ۲۵ اردیبهشت ۱۳۴۲ ساواک، حدود ۲۰ روز پیش از دستگیری امام خمینی، چنین آمده است: «اکنون کلیه بازرگانان سهم امام را برای آیتالله خمینی میفرستند... شهمیرزادی بازرگان میگفت: مبلغی که اکنون به نام سهم امام به آیتالله خمینی پرداخت میگردد به مراتب بیش از مبلغی است که به آیتالله بروجردی پرداخت میگردیده است.»
کمی قبل از انتشار مصاحبه آقای شیخ محمد یزدی، این شبهه را آقای شیخ حسن روحانی در خاطراتش (مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۸) مطرح کرده بود. بگفته او، در سال ۱۳۴۰ «نام آیتالله خمینی بعنوان مرجع تقلید خیلی مطرح نبود و بیشتر شاگردان ایشان وی را اعلم میدانستند.» [۲]
آقای حسن روحانی همین مضمون را در سخنرانی دهه فجر ۱۳۹۳ در مرقد امام خمینی (ره) مطرح کرد که با واکنش جنجالی آقای سید حسن خمینی مواجه شد. [۳]
در روزهای اخیر به سندی جدید دست یافتم که مؤید ادعاهای پیشینم است دال بر جایگاه برجسته و منحصربفرد فقهی آیتالله خمینی در حوزه علمیه قم در سال ۱۳۴۰، چند ماه پس از فوت آیتالله بروجردی.
این سند گزارش مجله «تهران مصور» (شماره ۹۶۴، مورخ ۴ اسفند ۱۳۴۰) است با عنوان «۱۴ قرن رهبری شیعیان: مراجع تقلید شیعیان جهان از آغاز تا امروز» درباره وضع مرجعیت پس از رحلت آیتالله بروجردی. صفحه اول این گزارش مزین به عکس دو نفر است: «حضرت آیتالله خمینی» و «حضرت آیتالله گلپایگانی».
در صفحه سوم گزارش «تهران مصور» اینگونه آمده است:
«علمایی که در قم هستند و صلاحیتدار مرجعیت تقلید را دارا میباشند عبارتند از:
۱- حضرت آیتالله حاج آقا روحالله خمینی که اکنون در حوزه علمیه قم کلاس دارند و بیش از ۴۰۰ نفر را تدریس مینمایند.
۲- حضرت آیتالله آقا سید محمدرضا گلپایگانی.
۳- حضرت آیتالله آقا سید کاظم شریعتمدار تبریزی.
۴- حضرت آیتالله آقا شیخ عبدالنبی اراکی»
و سپس به ترتیب از آقایان سید محمد محقق یزدی (داماد)، شیخ عباسعلی شاهرودی، سید شهابالدین نجفی مرعشی و سید مرتضی لنگرودی نام برده شده.
در گزارش فوق اسامی علمای سایر حوزههای علمیه نیز ذکر شده: در خراسان حاج سید هادی میلانی، در تبریز حاج سید عبدالحجت ایروانی، در تهران حاج سید احمد خوانساری و شیخ محمدتقی آملی، در نجف اشرف سید محسن حکیم و سید محمود شاهرودی و سید عبدالهادی شیرازی و سید ابوالقاسم خویی. [۴]
چنانکه میبینیم، در سال ۱۳۴۰ آیتالله خمینی بعنوان عالم دینی طراز اول اشتهار کامل داشت بنحوی که حتی نشریاتی چون «تهران مصور» نیز ایشان را در ردیف اول از فهرست علمای سرشناس وقت معرفی میکردند.
عبدالله شهبازی
چهارشنبه، ۱۱ بهمن ۱۳۹۶/ ۳۱ ژانویه ۲۰۱۸
👇👇👇
—-
۱- بنگرید به پاسخ به آیتالله شیخ محمد یزدی در وبسایت عبدالله شهبازی:
http://www.shahbazi.org/pages/Khomeini_Yazdi.htm
متن پی. دی. اف. مقاله فوق در این آدرس:
t.me/abdollah_shahbazi/217
۲- بنگرید به گزارش زیر در خبرگزاری فارس:
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930624000569
۳- بنگرید به فیلم جنجالی واکنش آقای سید حسن خمینی به سخنان آقای حسن روحانی درباره مرجعیت امام خمینی:
https://www.aparat.com/v/OmNzj/
۴- بنگرید به متن کامل گزارش مجله «تهران مصور» با عنوان «۱۴ قرن رهبری شیعیان: مراجع تقلید شیعیان جهان از آغاز تا امروز» (شماره ۹۶۴، مورخ جمعه، ۴ اسفند ۱۳۴۰):
t.me/abdollah_shahbazi/218
@abdollahshahbazi
|
|
POWERED BY
BLOGFA.COM نقل و اقتباس از مطالب بصیرت فقط با ذکر منبع و نویسنده مجاز است |
|